Username or e-mail: Sign up
Password: Log in
 
طارمى طاس طاس انداز 
طاس اندازى طاس باز طاس تخته نرد 
طاس تخته نردى که براى تقلب ساخته شده طاس ساز طاس شدن 
طاس قلابى طاس گرفتن طاسى 
طاسى سر طاعون طاعون آور 
طاعون زده طاعون وار طاعون يا وبا 
طاعونى طاق طاق رومى 
طاق زدن طاق زن طاق مايلى که به ديوار ساختمانى تکيه کرده و آن را نگه مى دارد 
طاق مخروطى طاق مدخل معبد طاق نصرت 
طاق نماساز طاق نماى مشرف بحياط کليسا طاق نوک تيز 
طاق هاى پشت سرهم طاق يا قوس نوک تيز طاقت 
طاقت تحمل مصائب طاقت چيزى را داشتن طاقت داشتن 
طاقت فرسا طاقت فرسايى طاقتى 
طاقچه طاقچه بالا بخارى طاقچه پشت محراب 
طاقچه پنجره طاقچه ديوار کوب طاقچه ساختن 
طاقچه کارت طاقچه کتاب طاقدار 
طاقى طاقى شکل طالب 
طالب جدايى طالب جنگ طالب سود آنى 
طالب علم طالبى طالع 
طالع بين طالع بينى طالع ديدن 
طالع شدن طاهر طاوس 
طاوسى طاوسى پا کوتاه آسيايى و اروپايى طاووس 
طاووس پاکوتاه طاووس ماده طاووسى 
طاووسى رنگ طاير طايفه 
طايفه اى طايفه اى از مردم سفلاى آلمان طب 
طب داخلى طبابت طبابت تجربه اى 
طبابت کردن طباخى طباشير 
طبال طبالان طبخ 
طبخ کردن طبع طبع روزنامه 
طبع و نشر طبع و نشر کردن طبعاً 
طبعى طبق طبق اختيارات محوله 
طبق زنى طبق زنى همجنس خواهى زنان طبق قانون 
طبق قانون موضوعه طبق قواعد صرف و نحوى طبقات 
طبقات مختلف مردم هند طبقه طبقه بالا 
طبقه بندى طبقه بندى داخلى کردن طبقه بندى فرعى 
طبقه بندى کردن طبقه بندى گياهان روى زمين طبقه بندى نشده 
طبقه بندى و نمره گذارى کتب و نشريات کتابخانه با اعداد سه رقمى که تقسيمات فرعى کتب بعد از مميز اعشارى مشخص مى گردد طبقه بندى يا جور کردن طبقه بى سواد و جاهل 
طبقه پايين طبقه پست و پايين اجتماع طبقه تحصيل کرده 
طبقه ثروتمند طبقه خارجى سيتوپلاسم که بدون دانه و نسبتا سفت است طبقه خيلى بالا 
طبقه روستايى طبقه روشنفکر طبقه زير 
طبقه زيرين پاشنه پا طبقه سنگى که روى آن نوع سنگ خاصى تشکيل شده باشد طبقه سوداگر 
طبقه سوم طبقه طبقه طبقه طبقه کردن 
طبقه عوام الناس طبقه فرعى طبقه فوقانى 
طبقه فوقانى جواز 11 کيلومتر به بالا طبقه فوقانى خاک طبقه کارگر 
طبقه کاسب و دکاندار طبقه ما بين اشراف و طبقه پايين طبقه مانند 
طبقه متوسط طبقه متوسط اجتماع طبقه نازک 
طبقه نجبا طبقه نسج سلولى طبقه نوکر باب 
طبقه ها طبقه همکف ساختمان طبقه و سلک اسقفان 
طبقه وار طبقه وازده اجتماع طبقه ى اشراف 
طبقى طبل طبل بزرگ 
طبل بيدار باش طبل زدن طبل زن 
طبل سرخ پوستان طبل کوچک طبل گوش 
طبل هندى طبله طبله چاپ 
طبله مغناطيسى طبله واقعه نگاره طبى 
طبيب طبيب امراض عمومى طبيب شارلاتان 
طبيب قانونى طبيب متخصص کوفت طبيب ويژه گر سفليس 
طبيعت طبيعت حيوانى طبيعت گرايى 
طبيعت ويژه طبيعت يا ماهيت چيزى را عوض کردن طبيعه 
طبيعى طبيعى شدن طبيعى کردن 
طبيعى و دست نخورده طبيعيات طپانچه 
طپانچه دست ساخته طحال طحالى 
طر طر سر و صدا طراح 
طراح ريزى طراح لباس طراح مدارهاى منطقى 
طراح نقشه طراحى طراحى پيمانه اى 
طراحى روى پارچه طراحى شبيه شبنم يخ زده طراحى قلاب دوزى 
طراحى کردن طراحى کليات طراحى گردى 
طراحى مجدد کردن طراحى منطقى طراحى نطقى 
طرار طرارى طراز 
طراوات طراوات بخش طراوت 
طراوت و چالاکى طراوت و شادى طرب 
طرب انگيز طربناک طربناک کردن 
طربوش طرح طرح اساسى 
طرح بندى طرح بندى پرونده طرح بندى مدرک 
طرح پارچه برجسته چين خورده چين پليسه طرح پيشنهادى طرح پيمانه اى 
طرح حروف طرح خانه خانه مورب پارچه طرح خطى 
طرح خلاصه طرح خيالى طرح دادن 
طرح دعوى در دادگاه طرح دعوى کردن طرح رقص يا بالت را ريختن 
طرح ريختن طرح ريز طرح ريزى 
طرح ريزى سيستم طرح ريزى عمليات صنعتى و نظامى برحسب خطوط مشخص و معين طرح ريزى کردن 
طرح صورت طرح عمومى طرح کردن 
طرح کردن و ساختن طرح کلى طرح منطقى 
طرح موضوعى طرح نخستين لايحه قانونى در مجلس طرح نشان دادن 
طرح نقطه نقطه طرح نهايى طرح نويس 
طرح نى مانند طرح و نقشه کار طرح وظيفه مندى 
طرح يا الگوى اصلى طرح يا نقشه اى تهيه کردن طرحى 
طرحى درخور ريختن طرخان طرد 
طرد کردن طرز طرز آرايش موى سر به طور پف کردن 
طرز آويختن طرز اداره طرز ايستادن 
طرز ايستادن يا قرار گرفتن طرز برخورد طرز بيان 
طرز پخش و انتشار موجودات در مناطق جغرافيايى طرز تشکيل طرز تفکر 
طرز تلفظ طرز حکومت طرز حکومت هيئت دولت 
طرز راه رفتن طرز رفتار طرز زندگى 
طرز سخن گفتن طرز عمل طرز فکر 
طرز فکر عمومى طرز فکر ويژه طرز قرائت 
طرز قرار گيرى طرز قرارگيرى طرز کار 
طرز گفتار طرز نمايش طرز نوشتن 
طرز يونانى طرزبيان طرزبيان و لحن سخن شخص در يک مرحله زندگى 
طرزخطاب طرزصحبت طرزفکر 
طرزکار طرف طرف باد 
طرف توجه قرار دادن طرف دعوى طرف راست 
طرف روبه خشکى طرف صحبت طرف گفتگو 
طرف معامله طرف مقابل طرف يا سوى زيرين 
طرفانه طرفدار طرفدار آزادى اراده 
طرفدار آزادى فردى طرفدار احياى مذهبى طرفدار ارعاب و تهديد 
طرفدار استبداد طرفدار استدلال نظرى طرفدار استقلال داخلى 
طرفدار اصلاحات اساسى طرفدار اصول حکومت ملى طرفدار اصول روحانيت و معنويت 
طرفدار انگليسها طرفدار برترى نژادى طرفدار برهنگى 
طرفدار بودن طرفدار پاپ طرفدار تساوى انسان 
طرفدار تفوق نژادى سفيد پوستان طرفدار تمرکز طرفدار تمرکز قدرت در دست يکنفر يا يک هيئت 
طرفدار توزيع و تعديل ثروت طرفدار جدايى نژاد سفيد و سياه طرفدار حفظ منابع طبيعى 
طرفدار حقوق زنان طرفدار حکمت و فلسفه افلاطون طرفدار حکومت اشراف 
طرفدار حکومت پارلمانى طرفدار حکومت جهانى طرفدار حمايت از مصنوعات داخلى 
طرفدار خود کردن طرفدار خودمختارى طرفدار داشتن يک همسر 
طرفدار دولت فدرال طرفدار سلطنت طرفدار سلطنت جيمز اول پادشاه مخلوع انگليس 
طرفدار سياست موازنه طرفدار سياست موازنه اقتصادى طرفدار سياه پوست 
طرفدار صنايع زيبا طرفدار عمل طرفدار فرهنگ اسلاو 
طرفدار مرام اشتراکى طرفدار ملت طرفدار منع استعمال مشروبات الکلى 
طرفدار منع مسکرات طرفدار نهضت تمرکز يهود در فلسطين طرفدار يزدان سالارى 
طرفدارانه طرفدارى طرفدارى از آزادى فردى 
طرفدارى از آلمان طرفدارى از اتحاد کشورهاى آمريکايى طرفدارى از تقسيم اراضى بتساوى بين مردم 
طرفدارى از حکومت جهانى طرفدارى از رژيم سلطنتى طرفدارى از زنان 
طرفدارى از محله يا استان بخصوصى طرفدارى از منع نوشابه هاى الکلى طرفدارى کردن 
طرفدارى کردن از طرفدرانه طرفش 
طرفشو طرفشويى طرفه 
طرفى طرفيت طرفين 
طرق طرق و وسايل انجام چيزى طرقه 
طره طره دار يا پرزدار کردن طره شدن 
طره شده طره طره طره کردن 
طره گيسو طريق طريقت 
طريقه طريقه اقتصادى طريقه مطلقه 
طشت طشت ساز طشت کوچک 
طشت لباسشويى طعام طعم 
طعم تند و تيز طعم جزيى طعم و مزه چشى 
طعمه طعمه جويى طعمه دادن 
طعمه دهنده طعمه را به قلاب ماهيگيرى بستن طعمه شکار 
طعمه شکارى طعمه قرار دادن طعمه کردن 
طعمه يا چيز جالبى که سبب عطف توجه ديگرى شود طعمه يا دام يا تورى براى گرفتن اردک و مرغان ديگر طعمى 
طعن طعنه طعنه آميز 
طعنه آميزى طعنه اى طعنه زدن 
طعنه زن طغرا طغيان 
طغيان آب طغيان رود طغيان شديد و وسيع آب اقيانوس 
طغيان کردن طغيان کننده طغيان گر 
طغيان مجدد طفره طفره پذير 
طفره رفتن طفره رفتن از طفره رو 
طفره روى طفره زدن طفره زدن از 
طفره زن طفره زنى طفره نزدنى 
طفره و تعلل طفل طفل در رحم 
طفل رضيع طفل شيرخوار طفل مانند 
طفل ها طفل يتيم طفلى 
طفلى که در موقع تعميد به پسر خواندگى روحانى شخص در مى آيد طفلى مبتلا به يرقان ازرق طفوليت 
طفيلى طفيلى بودن طفيلى شدن 
طفيلى کردن ياشدن طلا طلا ساز 
طلادار طلاشويى طلاق 
طلاق دادن طلاقت طلاقت لسان 
طلاکوبى طلاى طلاى سفيد 
طلايه طلايه دار طلايى 
طلايى رنگ طلايى کردن طلب 
طلب حق طلب شدن جانور طلب شده 
طلب کردن طلب کننده طلب مغفرت 
طلبانه طلبکار طلبه 
طلبه علوم دينى طلبى طلبيدن 
طلسم طلسم آميز طلسم را باطل کردن 
طلسم عشق طلسم کردن طلسم گر 
طلسم يا افسونى که اکثرا توسط سياهان آفريقا استعمال مى شده است طلسمى طلسمى به شکل ستاره پنج راس 
طلق طلق زدن به طلق مانند 
طلقى طلوز طلوز کرده 
طلوع طلوع آفتاب طلوع خورشيد 
طلوع کردن طلوع ماه طليعه 
طليعه چيزى بودن طماع طمث 
طمطراق طمطراقى طمع 
طمع به چيزى داشتن طمع ورزيدن طناب 
طناب اتصال بادبان به نوک عرشه کشتى طناب انداختن طناب باز 
طناب باز کن طناب بازى طناب باف 
طناب بافى طناب بند بازى طناب بندبازى 
طناب بوکسل طناب پرچم طناب چوبه دار 
طناب حافظ بادبان اصلى طناب خفت دار طناب دار 
طناب را از شکاف يا سوراخ گذراندن طناب رخت شويى طناب زنگ 
طناب ساخته شده از الياف نرم و سفيد مانيل طناب سيمى طناب سيمى ضخيم 
طناب فولادى مخصوص نگاه داشتن کشتى در حوضچه طناب قرقره طناب کشى 
طناب کنار نردبان که به جاى نرده يا دستگيره به کار مى رود طناب کوتاه طناب کوتاه براى کشيدن چيزى 
طناب گشا طناب مخصوص صيد بالن طناب مخصوص کشيدن بادبان کشتى 
طناب مخصوص يدک کشيدن چيزى طناب نازک طناب هاى نگاه دارنده کشتى درحوضچه 
طناب و قرقره طناب يا بند ساخته شده از ترکه نرم طناب يا رسن نجات غواص 
طناب يا ريسمانى که به وسيله آن چيزى را مى کشند طناب يا زنجير زيرين دکل يا بادبان طنابدار 
طنابراه طنابى طنابى شکل 
طنابى که به پاى بادبان بسته مى شود طنابى که به وسيله آن چيزى را مى کشند يا اين که روى زمين کشيده مى شود طناز 
طنازى طنازى کردن طنز 
طنز گفتن طنز گو طنين 
طنين افکندن طنين انداختن طنين انداز 
طنين انداز شدن طنين بلند طنين دار 
طنين دار شبيه صداى زنگ طنين داشتن طنين زدا 
طنين زنگ طنين زنگ ايجاد کردن طنين صدا 
طنين صداى ساعت طنين متناوب طنين موزون 
طنين ناقوس طنين ناقوس ها طهارت 
طواف طوافى طوافى کردن 
طوپاق طور طور ديگر 
طورى طوطى طوطى استراليا 
طوطى برزيلى طوطى دم بلند آمريکاى جنوبى طوطى زلاند جديد 
طوطى سبز رنگ و منقار و پا قرمز طوطى سبز زيتونى رنگ زلاند جديد طوطى سبز و کوچک 
طوطى صفت طوطى کاکل سفيد طوطى کاکلى استراليايى 
طوطى کوچک استراليايى که از شهد گلها تغذيه مى کند طوطى کوچک دراز دم طوطى کوچک دراز دم و سبز رنگ 
طوطى وار طوطى وار گفتن طوفان 
طوفان ايجاد کردن طوفان تگرگ طوفان شديد 
طوفان شمال غربى طوفان شن طوفان غربى 
طوفان مستقيم طوفان موسمى طوفان ناگهانى 
طوفان همراه با تگرگ طوفان هوا طوفان يا رگبار تگرگ 
طوفان يا گرداب شديد طوفانى طوق 
طوق بندگى طوقدار طوقه 
طوقه خارجى چرخ طوقه دار طوقى 
طوقى اروپايى طول طول المدت 
طول بال هاى هواپيما طول جغرافيايى طول چيزى برحسب فوت 
طول دادن طول داده طول عمر 
طول کشيدن طول کلمه طول موج 
طول و تفصيل در کلام طولا طولامه 
طولانى طولانى کردن طولانى کننده 
طولانى و خسته کننده طولانى و دراز طولک 
طولمه طولى طولى نکشيد 
طومار طومار پيچيده طومار نوشتن 
طومارى طويل طويل المدت 
طويل و ظريف طويله طويله خوک 
طويلى طى طى شدن 
طى کردن طيار طياره 
طياره تندرو طيب طيب خاطر 
طيف طيف بين طيف بين خورشيد 
طيف بينى طيف سنج طيف نگار 
طيف نگاره طيف نما طيفى 
طينت طينتى طيور 
Terms of Service